پژواک نیوز

پژواک نیوز ماخانومدران - دولت فرمانده اقتصادی ندارد • پژواک نیوز

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷

  سیاســـــت‌های ارزی دولت را در تعداد ماه اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این سیاســـــت را مطلوب نمی‌بینم؛ با جابه‌جایی نرخ سود سپرده از ۱۵ درصد به ۲۰ درصد هزینه‌های افزایشی به دوش آقام انداخته انجام گرفت. آقام باید بدانند با افزایش سود سپرده قیمت پایان‌انجام گرفته پول بالاتر می‌رود و قدرت خرید آنها کاهش می‌یابد؟ از سوی دیگر دولتی‌ها می‌گویند باید دلار را حذف و یورو را جایگزین آن انجام، اما تعداد روز بعد به همه دستگاه‌ها دستور می‌دهند تا ۲ سال دیگر آمارهای‌شان را با دلار گزارش کنند و پس از آن سراغ یورو بروند، دلیل این کارها را گردن دولت بعدی می‌انداخانومد؟
زمانی که به یک مسافر هزار یورو می‌دهیم و راه‌های دیگر تامین ارز را برای آن می‌بندیم این کار اشتباهی اســـــت. آیا شأن و شخصیت ایرانی هزار یورو اســـــت؟ جناب آقاان به کلی بگویند با سفرهای خارجی ایرانی‌ها مخالفند و پایان. از سوی دیگر آقام گزینه دیگری ندارند؛ هزینه‌ها و خدمات سفر در ایران زیاد گران اســـــت. هر روز پیامک‌هایی برای سفر تعداد روزه به گرجستان، ترکیه و ارمنستان برای همه ما ارسال می‌شود آن هم با هزینه‌ سفر زیر یک‌میلیون تومان، کجای ایران سفر اینقدر ارزان اســـــت؟
 مشخصا نظر شما درباره دلار ۴۲۰۰ تومانی چیست؟
جناب آقا جهانگیری این رقم را اعلام انجامند اما هیچ اتفاقی نیفتاد و این دلار در دسترس نیست.
 به نظر شما دولت از افزایش قیمت ارز درآمد دارد؟ یعنی قبول می‌کند پایان فشارهای سیاسی این موضوع را به جان بخرد تا کسب درآمد کند؟
پس از کاهش سود سپرده بانکی، سپرده‌گذاران سمت بازارهای دیگری مانند طلا و ارز حرکت انجامند، این کار با سیاســـــت مستقیم بانک مرکزی انجام انجام گرفت؛ مشخص اســـــت که دولت از این کار درآمد دارد، درآمد معقولی هم دارد، اگر دولت می‌گوید این درآمد را نمی‌خواهد یا خارج از پلن‌ریزی این موضوع رخ داده آن را به آقام پس بدهد، شماره حساب یارانه‌ها را هم که دارد.
 دلیل رغبتی به حساب ارزی در بین آقام نیست؟
آقام به بانک‌ها اعتماد ندارند، سال ۹۱ همین حساب‌ها ایجاد انجام گرفت، زمان سررسید سود وقتی سپرده‌گذاران به بانک می‌رفتند به آنها می‌گفتند منشأ این ارزها را مشخص کنید اگر می‌گفتند از بازار آزاد خریده‌ایم  یا تتمه‌ سفر ما اســـــت بانک دیگر به آنها ارز نمی‌داد و معادل ریالی به آنها پرداخت می‌انجام آن هم با قیمت ارز دولتی، با این تفاسیر آقام باید چه اعتمادی به بانک‌ها کنند؟ تعداد وقت دیگر از مسؤولان بانکی بپرسید چه میزان ارز به سمت بانک‌ها رفت به زعم من رقم چشمگیری نمی‌شود.
 یکی از اقدامات دیگر دولت برای مدیریت نرخ ارز توقف خرید و فروش در صرافی‌ها بود، اساساً آیا شما صرافی‌ها را در نوسانات اخیر دخیل می‌دانید؟
دولت صرافی‌ها را بست و به کلی فعالیت را به زیر زمین برد. حداقل این بود که صرافی‌ها هشداراتی را درست یا غلط در سنا ثبت می‌انجامند. ماهیت صرافی خرید و فروش و افزایش سود اســـــت، نباید خارج از این انتظار داشت، نباید فراموش انجام که صرافی‌ها در زمان تحریم کمک اقتصاد ایران بودند، در زمان حال هم کمک اقتصاد هستند. دولت می‌توانست صرافی‌های خطاکار را ببندد نه پایان صرافی‌ها را. در حال حاضر بانک‌ها که حواله ارزی نمی‌کنند پس آقام برای انتقال ارز دقیقا باید چه کاری انجام دهند؟ این موضوع در تولید و تهیه مواد نخستیه خلل ایجاد می‌کند. دولت‌ها ابتدا باید شرایط مطلوب را به وجود بیاورند و بعد شرایط قبلی را لغو کنند اما این دولت عادت انجامه‌ اســـــت نخست می‌بندد بعد برای جایگزین آن فکر می‌کند.
 اظهاراتی از سوی مسوولان دولت مخصوصاً شخص جناب آقا روحانی در روزهای اخیر درباره ورود دلار با هواپیما یا با گونی به کشور مطرح انجام گرفته اســـــت. روحانی گفته ۴ سال اســـــت با گونی ارز به صرافی‌ها می‌دهیم. دلیل بیان این اظهارات را در این شرایط خاص چه می‌دانید؟
بیان این موضوعات به هیچ وجه معقول نیست، این اظهارات علامت گرانی را به آقام و بازار می‌دهد. وقتی دولت می‌آید می‌گوید با گونی دلار می‌آورم این علامت به بازار می‌رود که دلار کم اســـــت، در دسترس نیست، با مشکل وارد می‌شود و بازار را به سمت افزایش قیمت می‌برد. بیان این موضوع به جهانیان هم نیکو نیست. واقعا نمی‌دانم نفع این اظهارات برای کیست؟
 برای کنترل نرخ ارز محدودیت تقاضا را معقول نمی‌دانید؛ پیشنهاد خاصی برای برون رفت از این بحران دارید؟
پیشنهاد من بورس ارزی اســـــت. به این صورت که دولت درآمد حاصل از فروش نفت را در اختیار واردکنندگان کالاهای اساسی بگذارد تا منفعت آن برای پایان آقام باانجام گرفت، در کنار این یک سازمان بورس ارز شکل بگیرد برای تامین منابع واردات کالاهای لوکس یا کارهای مشابه دیگر. در آن محیط شفاف افراد اگر ارز دارند عرضه کنند و تقاضاکنندگان هم تهیه کنند. در غیر این‌صورت یک تشکیلات عجیب و غریبی مثل امروز بازار ارز شکل می‌گیرد. به صورت کلی دلیلی ندارد اگر قرار اســـــت کسی برای تفریح به خارج از کشور برود هزینه آن را آقام پرداخت کنند، می‌توانند به بورس ارزی بروند و ارز تهیه کنند.
  به نظر شما فرمانده اقتصاد ایران در حال حاضر چه کسی اســـــت؟
در حال حاضر حوزه اقتصاد در ایران فرمانده ندارد و با تشتت آرا مواجه هستیم. وزیر اقتصاد عملگراســـــت و تفکرات ایدئولوژیک ندارند، مشاور اقتصادی مدیر‌جمهور تفکر لیبرال دارد و معتقد به اقتصاد رقابتی اســـــت که به جریان او مکتب نیاوران می‌گویند، مدیر‌کل بانک مرکزی تابع مکتبی دیگر اســـــت، سازمان پلن و بودجه و مدیر آن هم که به کلی از خط خارج هستند و نقش تامین کننده اعتبار را ایفا می‌کنند و نمی‌شود برای آنها نقشی در اقتصاد لحاظ انجام. در هر صورت هیچ‌کدام در یک راســـــتا نیستند و به همین دلیل به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیم. امروز تیم‌های اقتصادی دولت هیچ‌کدام همدیگر را قبول ندارند. جالب این مکانســـــت که جناب آقاان یادداشت می‌نویسند که به صحبت‌های جناب آقا نیلی هم عمل نمی‌شود که اگر می‌انجام گرفت وضعیت ما این نبود، این یعنی اوضاع را خراب انجامه‌اند و در مقام دفاع هم بر‌می‌آیند.
  قبول دارید جای فرماندهی مانند مرحوم نوربخش در اقتصاد ایران خالی اســـــت؟
یکی از قوی‎ترین نفرات در اقتصاد ایران ایشان بودند. قبول دارم جای کسی مانند مرحوم نوربخش خالی اســـــت، او هیچ‌گاه تفکرات سیاسی خود را در حوزه کاری نشان نمی‌داد. فراموش نمی‎‌کنم جناب آقا نوربخش حتی در جلسات شورای اقتصاد که به ریاســـــت مرحوم هاشمی به عنوان مدیر‌جمهور برگزار می‌انجام گرفت، خیلی آسوده به موضوعی که مورد تایید اکثریت کابینه بود ورود می‌انجام و با آن مخالفت هم می‌انجام، اگر وزرای دیگر اعتراض می‌انجامند هاشمی می‌گفت ابتدا باید نظر نوربخش را جلب کنید، یعنی تا این حد به نوربخش اعتماد داشت. این یعنی حرف آخر را در

جناح سیف اجازه کار انجامن به طیب‌نیا نداد

اقتصاد او می‌زد. در زمان نوربخش نظام بانکی هم از سلامت بالایی برخوردار بود و گزارشات نشان می‌دهد اختلاسی هم نداشتیم. بانک مرکزی باید مانند دوره نوربخش اســـــتقلال داشته باانجام گرفت.
 پس تفکری ثابت اقتصاد ایران را راهبری نمی‌کند؛ مصداقی کدام بخش‌ها در  تضاد هستند؟
در دنیا مرسوم اســـــت ابتدا دولت سیاســـــت‌های خود را اعلام می‌کند اگر جایی خلل یا چالشی وجود داشت بانک مرکزی وارد عمل می‌شود و در کل بانک مرکزی مبنی بر سیاســـــت دولت عمل می‌کند، بدترین حالت این اســـــت که بانک مرکزی سیاســـــتی را دنبال کند و دولت سیاســـــت دیگری را اجرا کند، اتفاقی که دقیقا در حال رخ دادن در دوران ریاســـــت‌جمهوری روحانی اســـــت. بانک مرکزی نه‌تنها با دولت کاری ندارد بلکه با بورس هم کاری ندارد، به یکباره نرخ سود را افزایش یا کاهش و دولت را در کار انجام انجام گرفته قرار می‌دهد. تا قبل از ریاســـــت‌جمهوری روحانی نرخ سود بانکی کوچک‌تر از نرخ تورم بود، یعنی قدرت خرید آقام مرتب کاهش پیدا می‌انجام. در زمان دولت وی این اتفاق تصویر انجام گرفت یعنی سود بانکی بزرگ‌تر از تورم انجام گرفت، دنبال هم جمع‌آوری پول‌های آقام بود تا در محلی معقول جمع‌آوری شود و به عنوان تسهیلات در اختیار آقام قرار گیرد اما جناب آقاان توجه نداشتند که به کلی در رکود بودیم. با این کار رکود تانجام گرفتید هم انجام گرفت، زیرا سرمایه‌گذار توجیهی نداشت برای ورود به تولید و پولش را بآسودهی سپرده می‌انجام و سود بالا می‌گرفت. در کنار این کسانی که تسهیلات هم گرفته بودند به دلیل رکود نتوانستند موظفات خود را انجام دهند، بانک هم مجبور انجام گرفت وثایق آنها را مصادره کند، آن هم چه وثایقی؛ تعدادی خانه، زمین، شرکت و ماشین‌آلات؛ نتیجه اینکه امروز زیاد از ۵۰ درصد سپرده نظام بانکی سمی اســـــت.
 تلاش زیادی برای رأی آوردن علی طیب‌نیا در دولت قبل داشتید، تلاش شما هم پاسخ داد و در یک اتفاق تاریخی او بدون هیچ مخالفی از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت، از این کار پشیمان نیستید؟
طیب‌نیا  اقتصاد خوانده بود و اهل منطق اقتصادی بود. در حوزه وزارت اقتصاد هم  سیاسی‌کاری نمی‌انجام، این ویژگی‌های مثبت این شخص بود. تلاش زیادی برای رای آوردن او انجامیم اما بعد از مدتی انتقادهایی به وی داشتم؛ زمانی که می‌دید نمی‌تواند کاری انجام دهد باید اســـــتعفا می‌داد، اگر من جای او بودم این کار را انجام می‌دادم.
 دلیل نمایندگان به شما اعتماد داشتند، بویژه نمایندگانی که اکثرا اصولگرا بودند؟
من آدم مستقلی هستم و هیچ‌گاه حزبی نبوده‌ام. این یعنی نه ابداًح‌طلب هستم و نه اصولگرا، با نمایندگان در سال‌هایی که معاون پارلمانی وزارت اقتصاد بودم ارتباط معقولی برقرار انجامه بودم و آنها هم به من لطف داشتند.
 پیش‌تر گفته بودید جناحی در دولت اجازه نداد تا جناب آقا طیب‌نیا به طور معقول اقداماتی را که در نظر داشت انجام دهد، آن جناح چه کسانی بودند یا هستند؟
جناح بانک مرکزی و در راس آن جناب آقا سیف مد نظر من بود.
 عملانجام سازمان بورس را در دولت تدبیر و امید چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بویژه گمانه‌‌خانومی‌هایی از معرفی شاپور محمدی برای پست ریاســـــت بانک مرکزی شنیده می‌شود.
سازمان بورس در حال حاضر در وضعیت معقولی نیست، آسوده بخواهم بگویم بدترین دوران کارانجام سازمان بورس پس از انقلاب را در دولت جناب آقا روحانی دیده‌ام. نمادهای بسته و غیرشفاف و حجم بالای دستورالعمل‌ها ارتباط آقام را با بورس کاهش داده اســـــت. در طول سال‌ها یک فساد در سازمان بورس وجود نداشت زیرا معتمدترین افراد در سمت‌های مدیریتی این سازمان قرار می‌گرفتند تا آقام هم به این سازمان اعتماد داشته باشند و در آن سرمایه‌گذاری کنند. از مسائلی که آقام را به بورس جذب می‌کند قابلیت نقدینگی سهام اســـــت؛ به جای اینکه مدت این کار کاهش پیدا کند قابلیت نقدینگی طولانی‌تر هم انجام گرفته اســـــت. سازمان بورسی که نمی‌تواند مدت زمان نقدینگی را کاهش بدهد یعنی ضعف دارد. قرار بود در بورس شرکت‌های جدید پذیرفته شوند نه اینکه تنها سهام شرکت‌های بزرگ دولتی در آنجا عرضه شود. به نظر من حوزه‌های فرهنگی هم می‌توانند در بورس حضور داشته باشند؛ سازمان‌های سینمایی یا روخانومامه‌هایی که به صورت مجموعه گسترده منتشر می‌شوند می‌توانند در بورس عرضه شوند.
 برخی نمادها در طول تعداد سال اخیر به دلایل مختلف مسدود انجام گرفتند، این اتفاقات را چگونه تحلیل می‌کنید؟
مسؤولان بورس می‌گویند به دلیل تقلب مدیران یک شرکت نماد آن باید بسته شود، بورس زمانی که پذیرش می‌دهد مسؤولیت آن را هم باید بپذیرد. آقام سهام خریده‌اند بعد آن نمادها بسته می‌‎شود، سؤال این مکانســـــت به آقام چه ربطی دارد که متضرر می‌‌شوند؟ نماد تا کی می‌خواهد بسته بماند یک روز، ۲ روز، تعداد ماه؟ در این دوره شاهد کوپن‌بندی فروش سهام بودیم، یعنی هر کس حق داشت در هر روز یک میزان معینی از سهام خود را بفروانجام گرفت، این چه تصمیمی اســـــت؟ مشخص اســـــت اعتماد آقام سلب می‌شود. زمانی که حجم معاملات را نسبت به تولید ناخالص کشور محاسبه می‌کنیم متوجه کاهش معاملات در این سال‌ها می‌شویم. بعد از این فرد می‌خواهیم در بانک مرکزی هم اســـــتفاده کنیم!
 موضوع ارزهای دیجیتال به یکی از مباحث داغ دانشجویان و حتی محل اظهارنظر مدیران بانک مرکزی و وزارت ارتباطات تبدیل انجام گرفته اســـــت، نظر شما درباره این ارزها چیست؟
در زمانی خانومدگی می‌کنیم که شاهد انقلاب چهارم در تکنولوژی و علم هستیم، تاثیر انقلاب چهارم در حوزه مالی همین موضوع ارزهای دیجیتال اســـــت و بزودی شاهد تغییرات جدی در حوزه‌های بانک، بیمه و بورس خواهیم بود. صاحبان، توسعه‌دهندگان یا دوستداران ارزهای دیجیتالی ادعا می‌کنند دلیل باید رهبران سیاسی بازارهای پولی را اداره کنند؟ کاری به درستی یا غلطی این حرف ندارم اما آنچه مشهود اســـــت دولت‌ها در جهان با آقام خود نیکو برخورد نانجامند که ارزی با این فلسفه به‌وجود آمده و در حال شیوع اســـــت. شاید همین موضوع که متداوم قدرت در اختیار بخش خاصی بوده روی این موضوع تاثیرگذار بوده اســـــت. اگر این ارزها با اعتمادی که جلب می‌کنند پشتوانه داشته باشند می‌توانند زیاد از این هم رانجام گرفت کنند.
در حال حاضر هیچ دولتی قبول نانجامه اســـــت که این ارزها را در ساختار حتمی خود جا دهد به صورت حتم این به غیر از ارزهای دیجیتال ملی اســـــت به صورت حتم این موضوع طبیعی اســـــت زیرا حکومت‌ها نمی‌توانند جایگاهی در نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری این ارزها داشته باشند.
 رفتار بانک مرکزی ایران را با این ارزها چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به نظر من به جای منع تکمیل این موضوع باید برای آن ادبیات نوشتاری تهیه می‌انجام گرفت؛ مشخص اســـــت این عرصه هیجان دارد، ارز دیجیتال واقعیتی اســـــت که شکل گرفته و در حال بزرگ انجام گرفتن اســـــت، بانک مرکزی باید با عنایت افزایشی به این موضوع نگاه کند.
 به نظر شما اظهارنظرها یا انتقادات کارشناسان اقتصادی برای مسؤولان حیاتی اســـــت؟ به شما فشاری وارد می‌شود که انتقاد نکنید؟
در اروپا مرسوم اســـــت اگر دولت تصمیمی را اتخاذ می‌کند، لایحه در اختیار صاحبنظران قرار می‌گیرد و آنها با دریافت مبالغی نظرات کارشناسانه خود را بیان می‌کنند، در ایران این کار توسط کارشناسان و رسانه‌ها به صورت رایگان انجام می‌شود اما مسؤولان دولتی هیچ نظری درباره آن ندارند. یاد دارم کتابی را با مضمون اســـــتقلال بانک مرکزی نوشتم و در آن سال مورد تقدیر صندوق بین‌المللی پول قرار گرفت، من این کتاب را برای پایان مسؤولان فرستادم اما هیچ بازخوردی دریافت نانجامم. حتی به ما پیغام و پسغام می‌دهند که انتقاد نکن تا مسؤولیت بگیری! که به نظر من مسؤولیت من همین کار اســـــت. دولتآقاان هر روز می‌گویند رونق اســـــت، از رکود عبور انجامیم و این حرف‌ها ولی آقام باور نمی‌کنند زیرا در عمل می‌بینند هر روز کارخانه‌ها بسته می‌شوند و جوانان به سمت کارهای خدماتی دسته تعدادم می‌روند که در شأن آنها نیست.