پژواک نیوز

پژواک نیوز ماخانومدران - کاهش تضمینی مسئولیت‌پذیری • پژواک نیوز

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷

به نقل پژواک نیوز، تایم ده رسیدیم پاســـــتور، وارد دفتر که انجام گرفتیم گفتیم محمود واعظی چایی را بریزد، دکتر خیلی به ما سفارش انجام که وعده‌های غذاییمان سر تایم باانجام گرفت، سپردیم که محمود حواسش باانجام گرفت؛ ما که غرق کار می‌شویم ابداًً متوجه نیستیم تایم تعداد اســـــت و یا بعضی وقت‌ها نمی‌دانیم چه می‌گوییم و چه وعده می‌دهیم.

مثلاً همین موقع انتخابات، نمی‌خواســـــتیم از قالیباف عقب بمانیم همه‌اش وعده دادیم، بعدش فهمیدیم که ای بابا نمی‌شود، مگر ما امیرکبیریم.

فقط دو روز یادمان نبود که به آقام قول دادیم دستمان روی دکمۀ فیلتر نرود، مدیر شورای امنیت ملی از این فراموشی ما سوء‌اســـــتفاده انجام و با فیلتر انجامن تلگرام ما را جلوی ملت ضایع انجام.

محمود به ما گفت: یک مدتی اســـــت زیاد حرص می‌خورید، بهتر اســـــت یک کمی بیخیال باشید، آقام که از گرسنگی نمی‌میرند.

گفتیم: محمود، تو نمی‌توانی مثل ما سر قولت بایستی و مسئولیت‌پذیر باشی و ما را درک کنی!

ما خیلی مسئولیت‌پذیریم و سر قولمان هستیم، از بچگی همینطور بودیم، یادمان می‌آید یک‌بار داشتیم با محمود حلیم بوقلمون می‌خوردیم که فریدون آمد، فریدون از بچگی حلیم خیلی دوست داشت، گفتیم: فریدون بیا که به موقع آمدی، محمود برایش یک ظرف حلیم کشید.

فریدون همین‌طور که می‌خورد به ما گفت: داداش!

گفتیم: جانِ داداش!

فریدون گفت: یادتان هست، بچه بودیم، سهم حلیمم را به شما دادم بعد شما چه قولی به من دادید؟

گفتیم: نه فریدون جان! یادمان نمی‌آید، تو که می‌بینی سرمان چقدر شلوغ اســـــت برادر! حالا بگو ما چه قولی به تو داده بودیم؟؟

فریدون به ما گفت: داداش! به من قول داده بودید که عوض سهم حلیم بوقلمونم، جعبۀ تیله و طشتکتان را به من بدهید!

خیلی خندیدیم و گفتیم: فریدون خیلی حافظه‌ات نیکو اســـــت، حق داشتی که دکترا گرفتی، آفرین، اما الان نمی‌شود آن جعبه را به تو بدهیم، آن جعبه دیگر یک میراث ملی حساب می‌شود، عوضش هرچه دوست داری طشتک وارد کن!

طفلک فریدون خیلی خوشحال انجام گرفت، از بچگی عاشق تیله و طشتک نوشابه بود، با طشتک و نخ کاردستی‌های زیادی درست می‌انجام، خیلی باهوش بود، همه‌اش نگران بودیم او را ندزدند.

نمی‌دانیم دلیل یک دفعه یاد این خاطره افتادیم، باز مجدد یاد تلگرام و مدیر شورای امنیت ملی هم افتادیم، خیلی اعصابمان خرد انجام گرفت، اینقدر بعضی از این مسئولان بی‌ملاحظه هستند که نمی‌گویند، آقام سرشان به همین تلگرام گرم اســـــت، باز یادمان افتاد، باز مکدر انجام گرفتیم.

حاج اکبر به خوابمان آمد، نور به قبرش ببارد، خواســـــت ما را ببوسد ولی ما در خواب حواسمان جمع بود، خودمان را عقب کشیدیم، آخر مادربزرگمان می‌گفت اگر مُرده در خواب کسی را ببوسد، او را با خودش می‌برد، گفتیم حاج اکبر، فائزه شایعه انجامه که شما زمان فوت رادیو اکتیو بدنتان ده برابر حد مجاز بوده اســـــت.

حاج اکبر سرش را تکان داد و گفت: هنوز این فائزه خالی‌بند اســـــت!!؟؟

حاج اکبر به ما گفت: خیلی مسئولیت‌پذیری، از مسئولیت‌پذیریت کم کن.

گفتیم:حاج اکبر چگونه!!؟؟

نور به قبرش ببارد، به ما گفت: برو یکی از این سدها، اگر هنوز آبی باقی مانده جت اسکی کن!

برویم آماده شویم، مسئولیت‌پذیری زیادش هم نیکو نیست.

حسن روحانی/ ۲۳ دی ۹۶/ دفتر